تبلیغات
خنده طنز آهنگ دانلود جک سرگرمی

خنده طنز آهنگ دانلود جک سرگرمی

دوشنبه 16 آبان 1384

واژه‌نامه سیاسی:

مدرنیته: یعنی امورات جدیده مثل تخنولوجیا و میزامپلی.

ترانسمدرن: یعنی اینكه بعدا همه چیز همان طور می‌شود كه ما می‌گوییم.

حوالت تاریخی: یعنی حواله كردن آدم به تاریخ، شاید وقتی دیگر.

راستا: درازا، ادامه، به معنی سیاست‌های دولت استفاده شده است. پیام دوم خرداد: هر چیزی كه مقصود باشد، برای جلوگیری از مخالفت استفاده می‌شود... و غیره.

كنشمند: بی‌تربیت.

جامعه مدنی: جایی كه هر كسی هر كاری خواست بكند. قانونمند، هر كی هر كی.

چپ: لوچ، احوال، یسار، غرغر كردن، نق زدن.

راست: مستقیم، پولدار، لیبرال، سنتی، مدرن، وزیر، وكیل، هر كس از قیافه‌اش خوشتان نیاید.

لیبرال: آزادیخواه، آمریكایی، بی‌ناموس، نامرد، وطن فروش، تهاجم فرهنگی كند. به عنوان اتهام برای از بین بردن مخالف استفاده می‌شود. باسوات! از فرنگ برگشته.

چماق:‌شیئی طولانی كه راس آن قطورتر از ذیل آن باشد. از چوب بسازند. بحث را خاتمه دهد. برای اثبات مواضع فرهنگی استفاده می‌شود. اگر با موتور هوندا 125 استفاده شود اثر قطعی دارد. محكم و غیر قابل استحاله.

پلورالیزم: چند منظوره، همه جوره، مختلف الزوایا، متعدد.

آزادی: شهرفرنگ سابق، شهیاد سابق، آیزنهاور سابق، نام یك سیگار ایرانی در گذشته، نام یك مجسمه در آمریكا، تا قبل از پیروزی هر انقلابی محترم است. غیر قابل اجرا. جهت نطق‌های انتخاباتی قابل استفاده است.

تكنولوژی: ماشین، موتور، پیچ و مهره. اگر مال ما باشد خوب است، اگر مال آنها باشد آخ است. منبع فساد است. ابزار تولید.

روشنفكر: بد، بی‌تربیت، بی‌پدر و مادر، فاسد، نامرد، هر كس كه غسل نكند، كتاب بخواند. بی‌غلط انشا و املا كند. اول بار در ممالك فرنگ كشف شد.

گفتمان: مذاكره، معانقه، مصاحبه، مخصوص جامعه مدنی باشد. برای آدم‌های بیكار و بلاتكلیف به خصوص روسای جمهور فایده دارد. لق لقه زبان در سخنرانی‌ها.

چپ مدرن: سوسیال دمكرات، از طریق فشار و دیكتاتوری بر مخالفان آزادی، طرفداری از آزادی كند و از طریق ایجاد مناسبات اقتصادی با غرب به طرف سوسیالیزم برود. هردمبیل. هر كی غیر از ما بخواد به طرف آزادی و عدالت بره نامرده.

تمدن: شهرنشینی، برج سازی، آسفالت. افتتاح كند. دروازه آن معروف است. انواع بزرگ و طلایی دارد. اختلاس. هر وقت نام آن را زیاد ببرند یعنی یك اشكالی در یك جایی موجود است. روزی صد دفعه ذكر آن برای دفع فشار اقتصادی مفید است.

جناح: جایی كه آدم‌های مختلف در آن اجتماع كنند. قرقاطی، درهم، هیات، نوع چپ و راست آن معروف است.

غربزده: پدرسوخته، فرنگی مآب، سوسول، فكل كراواتی، مموش، تمیز باشد هر كسی از ما خوشش نیاید.

قانون: یك نوع ساز زهی، دردسر، مكافات یك نوع شعار، برای دفع قضا و بلا فایده دارد. یك جور نوشته می‌شود صد جور خوانده می‌شود و هزارجور فهمیده می‌شود.

استكبار: امپریالیسم، صهیونیسم، كمونیسم. هر كشوری در جهان جز سوریه، لیبی و بوركینافاسو.

فن سالاری: در فارسی دری به آن تكنوكراسی گفته می‌شود. بی‌دینی، مخالفت با خدا و پیغمبر. طرفداران آن كراوات و كیف استعمال می‌كنند.

گفت و گوی تمدنها: مذاكره دیپلماتیك سابق، یك نوع گفتمان. دو نفر متمدن روبه‌روی هم می‌نشینند و گفتمان می‌كنند. در حوالی غیاث‌آباد دامغان به آن جاسوسی هم گفته‌اند. گفتگوی تمدنها برای درمان مشت محكم فایده دارد.

قبض و بسط: تنگ و گشاد، شل كن و سفت كن. یه سال اینوری یه سال اونوری.

ارتجاع: بازگشت به گذشته، عقب گرد، پس رفت. بازگشت شتر به خانه صاحبش، برگشت زن پس از طلاق به خانه پدری، به معنی مخالفت با هر كس و هر چیز استعمال شده.

انقلاب: شاهرضای سابق، 24 اسفند سابق. انواع مختلف: صنعتی، كبیر، اكتبر، سوسیالیستی، سفید، اسلامی. نام خیابانها و میدانهای مختلف. بالا و پایین رفتن. بالا رفتن پایینی‌ها، پایین آمدن بالایی‌ها.

كنش پذیر: سازشكار، منفعل، ایضا بی‌تربیت.

مشت محكم: یك نوع مشت. با آن به دهان دشمن به خصوص استكبار و دشمنان داخلی می‌كوبند.

آسیاب: یك جای دشمن، محل ریختن آب مزدوران داخلی. انواع آبی و بادی دارد. در روستاها استفاده شده. در هلند انواع بادی آن زیاد دیده شده است.

یاوه گویان: كسانی كه حرفهایی را كه ما دوست نداریم می‌زنند. مخالفان. معاندان. دشمنان.

روشنفكری دینی: از اینجا رانده و از آنجا مانده.

تحزب: حزب بازی. گروه بازی. مجمع بازی. جامعه بازی. سازمان بازی و انواع بازیهای دیگر. هر وقت همه چیز خراب شود به وجود می‌آید و هر وقت به وجود آید همه چیز خراب می‌شود. برای انشعاب كردن ضروری است. در كوزه می‌گذارند و آبش را می‌خورند. اگر نباشد خیلیها بیكار می‌شوند.

دموكراسی: نفس اماره، اسباب دردسر، كفر علانیه. حكومت غولها، فسق و فجور. چیز بسیار بدی است.

به اصطلاح: اینطور نیست. دروغ می‌گوید. ما فكر می‌كنیم درست نیست.

مشكوك: بقیه. دیگران. غیره. هر كس مثل ما نیست. هر كس عینك دودی استعمال كند. هر كس شبیه اجانب باشد. هر چیز كه فهم آن دشوار باشد.

معلوم الحال: افتضاح. بدنام. بی‌تربیت. پدرنامرد. عوضی. به آدمهایی كه نمی‌توانند از از خودشان دفاع كنند یا زندانی هستند یا حق حرف زدن ندارند اطلاق می‌شود. معمولا آدمهای معلوم‌الحال نظراتی دارند كه مخالفان آنها قادر به رد كردن آنها نیستند.

باند: دسته، گروه، جمعیت، حزب، جامعه، انجمن، لجنه، لژ، پارچه تنظیف، محلی برای فرود هواپیما. افراد یك جناح سیاسی، اعضای آن هرگاه رئیس شوند همدیگر را به كار می‌گمارند. جهت افزایش قدرت مفید است. هر كس به سیاست داخل شده از آن بی‌بهره باشد ول معطل است.

هواپیما: طیاره، یك وسیله عظیم مسافرت هوایی، آئروپلان، همواره تاخیر كند. جهت گفت و گوی تمدنها استفاده می‌شود.جهت سقوط كردن در اطراف اصفهان و دزدیدن اختراع شده است.

كوچه علی چپ: نام یك كوچه، محل عبور بعضی اعضای جناح چپ، ایزگم كردن، خود را به آن را می‌زنند.

پاره آجر: وسیله‌ای جهت كشتمان و كوفتمان. یك شیئی سنگین از خاك رس پخته، جهت نابودی انواع دشمنان نزدیك و در دسترس به خصوص صهیونیزم اثر قطعی دارد. در اثر اصابت آن ورم، آماس، كبودی و یا خونریزی حاصل گشته و باعث تغییرات ایدئولوژیكی می‌گردد. با دست قابل پرتاب است.

نظارت استصوابی: نوعی نظارت. یك وسیله برای تبدیل یك چیز به هر چیز دیگر. تبدیل كننده. انواع پیروزی را به شكست تبدیل می‌كند

 

نوشته : محسن



[ دوشنبه 16 آبان 1384 - 03:11 ق.ظ ]
[ویرایش شده در : - - -]

[ پیام ()|| mohsen ] [واژه نامه سیاسی طنز , ] [+]


نوشته های پیشین ...

+
+
+
+
+
+
+
+
+
+
+
+
+
+
+

صفحات :